سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

524

تاريخ ايران ( فارسى )

اردوان آگاه بود كه كاراكالا با چه حيله و خدعه‌اى پادشاه ادسا را گرفتار ساخته و نيز از خيانت او نسبت به پادشاه ارمنستان هم خوب اطلاع داشت ، لذا به احتياط اينكه مبادا با او همچنين رفتارى در نظر داشته باشد جوابى با نزاكت ولى طفره‌آميز داده و با معاذير و بهانه‌هائى كه اهالى مشرق در آن ماهرند او را از سر باز نمود ، ولى مجددا سفيرى از كاراكالا آمده تقاضاى پيش را تجديد نموده و او را از صداقت و صميميت امپراطور در اين زمينه مطمئن كرده و به اين وصلت راضى ساخت . پس اردوان نامه‌اى بامپراطور نوشته و او را دعوت كرد كه خود آمده عروسش را ببرد . امپراطور روم با خيانت و غدر منفورى به محل موعود حاضر شده و بغتة به ميزبان خود حمله‌ور گرديد . هرچند اردوان به زحمت از اين ورطه نجات يافته فرار كرد ولى قشون و سركردگانى كه در آنجا حضور داشتند او همه را از دم شمشير گذرانده و دهات و شهرها را به باد غارت داد اما شئامت اين غدر و خيانت گريبان‌گير وى شده و طولى نكشيد يعنى در سال 217 در نزديكى كارّه او را كشتند . آخرين جنگ ما بين پارت و روم 217 اردوان پس از فرار از مجلس عروسى بجهة اين خيانتى كه ميخواست او را شكار كند به تهيهء سپاه و ترتيب مهمات جنگ پرداخته و به طرف اردوى روميها حركت كرد ، اما وقتى كه بمرز رسيد شنيد كه كاراكالا مرده و در همين اثنا سفراى جانشين او ماكرينوس « 1 » بر او وارد شده و تقاضاى عهد صلح نمودند . اردوان شرط عمدهء عهد صلح را استرداد بين النهرين و اداى مبلغى غرامت و تاوان قرار داد . چون شرائط سنگين بود هردو لشكر در نصيبين شروع بجنگ نمودند . روميها از تيرهاى زهرآلود سواران پارتى و نيزه‌هاى سربازان زره‌پوش شترسوار آسيب كلى ديده از ميدان جنگ عقب نشستند و براى اينكه از تعقيب دشمن محفوظ باشند گلوله‌هاى خاردار در عقب خود ريختند . روز دوم نيز بجنگ پرداخته و نتيجهء قطعى حاصل نشد ، ولى روز سوم روميان شكست خورده و به اردوى خود فرار كردند . اينوقت طرفين از جنگ خسته و از بسيارى كشتار دل‌شكسته شده به صلح گرائيدند ،

--> ( 1 ) - Macrinus .